اورامان یا هورامان بین ایران و عراق سه گوشۀ جغرافیای پدید میاورد، میان سه شهرستان 1-شهر پاوه (در استان کرمانشاه) 2- شهر مریوان (در استان کردستان( 3-شهر حلبجۀشهید (در استان سلیمانیۀعراق) این جغرافیای کوچک که میان کوهای زاگروس محصور شده زبانی به بزرگی و شکوه یک امپراطوری را در میانه گرفته، امپراطوری که متاسفانه دیو گذر زمان بمانند موریانه ای کم کم تاروپودش را میخورد و این سیستم نظامند زبانــــــی در حال سپردن آخرین نفسهای واژگانش می باشد. واژگانی که هر کدام روزی خالق معنا، بر صفحات اوستا بودند و موبدان زرتشتی آنها را أرج مینهادند و بَر چشم می گذاشتند.

تعریف واژه نام جای (avroman) :


اورامان یا هورامان بین ایران و عراق سه گوشۀ جغرافیای پدید میاورد، میان سه شهرستان 1-شهر پاوه (در استان کرمانشاه) 2- شهر مریوان (در استان کردستان( 3-شهر حلبجۀشهید (در استان سلیمانیۀعراق) این جغرافیای کوچک که میان کوهای زاگروس محصور شده زبانی به بزرگی و شکوه یک امپراطوری را در میانه گرفته، امپراطوری که متاسفانه دیو گذر زمان بمانند موریانه ای کم کم تاروپودش را میخورد و این سیستم نظامند زبانــــــی در حال سپردن آخرین نفسهای واژگانش می باشد. واژگانی که هر کدام روزی خالق معنا، بر صفحات اوستا بودند و موبدان زرتشتی آنها را أرج مینهادند و بَر چشم می گذاشتند.

تعریف واژه نام جای (avroman) :

 (اورامان = هُورامان = هَورامان = اورُمون = اورامانات)

 دربارۀ معانی ومفاهیم ((اورامان)) تشتت آرای زیادی موجود است، یکی با تحلیلی سطحی   و نگاهی امروزی، دیگری با ظاهر کلمه و آن یکی از زاویۀ فولکلور این مفهوم و نام جای کهن را به تحلیل خویش کشیده اند. با ترازوی امروزی قیاس مَن و نیم مَن دیروز را میخواهند معنا نمایند, غافل از اینکه هرجای این سرزمین مقیاس متفاوتی برای خویش دارد. و مَن تبریز با مَن اصفهان دو وزن متفاوتند، (گاهاً 3کیلو وآن دیگری بیش از 3کیلو) اما با یک نام (مَن). این مثالی خوب برای دریافت ما از تحلیل بعضی افراد به دست میدهد. که بعضاً افرادی، اورامان را از روی زبان آشوری و اکدی میخواهند معنا نمایند. و بعضی تعاریف به متون عبرانی روی کرده اند!!! چگونه میشود، تنها به دلیل قرابت ظاهری وشکل نام اورامان آنرا با (اور) باستان (جنوب عراق امروزی ) و تمدن آشوریان مقایسه و معنا کرد. چند مثال جهت روشن تر شدن این دیگاه را لازم به یادآوری می دانیم، کلمۀ (مارکا) در میان سرخ پوستهای آمریکای شمالی به معنای زمین مشترک جهت کاردسته جمعی است و در آن سوی گیتی در میان نژادی کاملاً متفاوت یعنی آلمان (آریایی) همان کلمۀ (مارکا) دقیقاً به همان معنای سرخ پوستها است، ولی این تنها یک اتفاق کم نظیر است و بیشتر موارد عکس این حالت است و در بیشتر موارد مشابهت ظاهری کلمات دو زبان مختلف در معنا ومفهوم بسیار از هم دورند وبعضاً عکس همدیگرند. مثلاً در انگلیسی ( book )یعنی کتاب ولی ((بوک)) در کُردی یعنی عروس!!! یا در اورامانی (مَشی) یعنی مگس اما همین کلمه در عربی یعنی روش و طریق و در انگلیسی یعنی مشبک، و نمونه های بسیار دیگر موجود است. اما اهمیت اساسی جهت تفسر وتشریح زبانی کلمات را باید در برقراری پیوندی منطقی میان این کلمه با ریشۀ همان زبان جست. نه پناه به زبان دیگری بریم. بدونه در نظر داشت ریشه ی لغوی آن در همان زبان.

اما برخی تفسیر های که برای واژه ی (اورامان = هورامان =هه ورامان) برشمرده اند را به اجمال بیان میکنیم و نگاه و فهم خویش را نیز در منتهای آنان میاوریم.

1-        برخی منابع کلمه ی اورامان را از واژۀ (اورمن) می دانند، که نامی است بر گرفته از یکی از سروده های کهن ایران باستان، و فرهنگ آیین زرتشتی است.

2-        اورامان را برخی برگرفته از کلمه (آذرمان) به معنای آتشکده یا سرزمین آتش میپندارند.

3-        در برهان قاطع آمده اورامان از دو بخش (اورا) به معنای حصار و دژ استوار و (مان) که معنای خانه یا مسکن را میدهد یا همان سرزمین دژهای مستحکم و پا برجا است.

4-        برخی دیگر اورامان را از (اور) کلمۀ آشوری است به معنای شــهر و اسم آن همسان (اور) پایتخت کلدانیان در جنوب عراق امروزی و (مان) را هم پسوندی مکانی تعریف کرده اند!

5-        بعضی تعابیر ساده و ابتدایی که بر گرفته از اشتهاد شخصی افراد غیر متخصص درباب اورامان می باشد که ارزش نگاشتن ندارند بیشتر نگاهی عامیانه و ساده انگارانۀ آنها است.

6- اما این واژه در منابع انگلیسی با این نام آمده (avroman)  در زبان فارسی هم با این نام (اورامان- اورامانات) آمده که (ات) آن نشان جمع تانیث عربی است. و درهمۀ فرهنگ لغات فارسی اینگونه نوشته شده. اما در میان خود گویش کننده های زبان اورامانی (ما چون این متن را به فارسی نوشتیم از تلفظ فارسی آن سود جستیم یعنی با همان اورامـــان از آن یاد میکنیم.) دو گونه تلفظ برای کلمه ی اورامان موجود است. یعنی خود اورامانیان نیز با دو تلفظ جدا آنرا بکار میگیرند و آن 1- هورامان ((horaman  2-هه ورامان (hawraman)  

در مناطق نوسود و نودشه و بعضی از روستاهای اورامان عراق (هورامان) ولی بیشتر مناطق اورامان ایران و عراق همان (هه ورامان) را بکار میبرند.

اما قدیمی ترین نوشته که این نام آمده ، در شعری از شاعر کهن آن دیار است به نام صیدی (منظورمان صیدی اول است). در پارچه شیعری اینگونه از اورامان یاد میکند:

(ئه ز ئورومون مه کانم بی و لاتم            سه رو پیری خوای گیرته ن خه لاتم)

معنی آن: سرزمین (اورومون) مام وطنم است و ( روستای سَروپیر)  هدیه ای است از جانب آفریدگار به من.

پیدا است که این واژه به اورومون از آن یاد شده نه هیچ تلفظی دیگری لذا بجای است که بر آن تکیه نماییم تا تلفظهای من درآوردی و سلیقه ای لذا به نظر راقم این قلم اورامان از دو بخش برگرفته (هورا+ مان) هورا یا اهورا + مان  یا اهورامزد+مان.

اورو یا اهورا از نام پروردگار به زبان کهن آیین اورامانیان که زرتشتی بودند بر گرفته شده و آن (اهورامزدا) خدای بزرگ زرتشتی است میشود گفت در اصل( اهورامزدامان) که لحاظ صنایع ادبی اضافۀ مقلوب است و تبدیل شدن اهورا به (اورو) و مان بدل شد است به مون که  تلفظ دیگری است از(مان) که پسوندی میدی (مادی) است به معنای مکان و جای (پسوندی است برای نام جای) لهذا میشود اینگونه اورامان را تفسیر نمود که واژۀ است آریایی کهن و بر گرفته از آیین زرتشتی و از لحاظ ادبی اضافۀ مقلوبی است از دو واژۀ که برای نام جای این سرزمین بکار گرفته شده که معنای مستفاد شده از آن سرزمین پرودگار زرتشتی اهورامزدا است یا سرای مقدس اهورامزدا .

جالب است که بدانیم آتشکدۀ مقدس (فروزان) دومین آتشکده یا آتژگای  بزرگ ایران بعد از آتشگاه آذرگشتسب است که فروزان درجنوب شهرستان پاوه است که معروف است بزرگان زرتشتی و شاهان ساسانی سالانه به این آتشکده می آمدند و در گردنه شمشیر(روستای نزدیک شهر پاوه، در استان کرمانشاه) کفشهایشان را در میاوردند و با پای برهنه به سوی آشکده میرفتند زیرا آنان بر آن باور بودند که به سرزمین مقدس آمده اند و این نشان از تقدس و فَره اهورایی است که اورامان را بدان میشناسند.

-فریبرز موسی زاده

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392    | توسط: مظفر کریمی    | طبقه بندی: اجتماعی،     |
نظرات()